حسن سيد اشرفى

28

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

حجيت كتاب و مانند اين‌ها . « 1 » 467 - جواب مصنّف به اشكال بر نحوهء طرح صورت مسئله و توجيه آن چيست ؟ ( و الجواب انّ . . . غرضهم ما ذكرنا ) ج : مىفرمايد : قطعا در اينجا كه گفته مىشود آيا مفهوم شرط حجت است يا نه ؟ نزاع در وجود دلالت بر مفهوم است . يعنى نزاع در اصل ظهور داشتن جمله در مفهوم و عدم ظهور نداشتن جمله در مفهوم مىباشد . به عبارت روشن‌تر ، نزاع در اين است كه آيا جملهء شرطيّه مثلا مفهوم دارد يا نه ؟ نه اينكه جمله مفهوم دارد و حالا بحث از حجّيّت آن شود . بنابراين ، معناى نزاع در مفهوم شرط آن است ؛ جملهء شرطيّه با قطع نظر از قرائن خاصّه آيا دلالت بر انتفاء حكم به واسطهء انتفاء شرط دارد و ظاهر در اين انتفاء مىباشد يا نه ؟ نه اينكه جمله‌اش مفهوم داشته باشد و سپس بحث و نزاع شود كه آيا اين مفهوم ، حجّت است يا نه ؟ چنين چيزى معنا ندارد . اگرچه ظاهر بعضى از تعبيرات اصوليّون موجب چنين توهّمى مىشود مثل اينكه مىگويند : آيا مفهوم شرط حجّت است يا نه ؟ ولى مقصودشان همان است كه ذكر كرديم . « 2 »

--> ( 1 ) - يعنى در بحث مفاهيم و الفاظ ، غرض آن است كه روشن شود ؛ چه جملاتى داراى مفهوم بوده و يا ظهور در چه چيزى دارند . يعنى بحث در مصاديق و موارد اصالة الظهور است . در حالى كه بحث در حجّيّت يك بحث كبروى است كه بايد در مباحث حجّت مطرح شود . يعنى همان‌طور كه بحث مىشود آيا ظهورات كتاب ( قرآن ) حجت است يا نه ؟ بايد بحث شود كه آيا ظهورات جملات شرطيّه يا جملات داراى ادات حصر در مفهوم آيا حجّت است يا نه ؟ بنابراين ، با فرض اينكه بحث و نزاع در حجّيّت مفهوم باشد و نه در دلالت جملات بر مفهوم ، جاى آن در مباحث الفاظ نمىباشد . ( 2 ) - يعنى مقصود اصوليون نيز همين است ولى عباراتشان در نحوه طرح مسئله ، قاصر و نارسا بوده و اشتباه‌انداز است . مثل اينكه گفته‌اند : آيا مفهوم شرط حجت است يا نه ؟ بلكه بايد مىگفتند : آيا جملهء شرطيّه مفهوم دارد يا نه ؟